حس مادرانه ..
این روزا درگیر کارای سپهرم ..سومین بازیش رو دارن ضبط می کنن ..اینجا نگفته بودم سپهردو تا فیلم داستانی تو نقش کوتاه بازی کرد و حالا تو این کار نقش اول هست و کلا موضوع سر همین پسر کوچولویی هست که سپهر نقشش رو بازی می کنه چند وقتی ضبط سکانس های فیلمه ...یه مدتی کمتر این طرفام ..هر وقت خواست این فیلم پخش بشه حتما اینجا اعلام میکنم تا ببینین ...بعد از اتمام کارش اسم فیلم رو کارگردانش و عکساش رو تو نقش می ذارم ببینین ....
یه حس قشنگ دارم وقتی سپهر داره گریم میشه ..وقتی بازی میکنه ..وقتی اینقدر راحت و خوب در مقابل دوربین ظاهر میشه بهش افتخار میکنم ...و راحت بگم خیلی خیلی خوشحال میشم تا عمق وجودم حس میکنم موفقیت بچه ها چقدر باعث افتخار ماهاست ...از این که این راه ناهموار رو طی کردم تنها به دلیل بودن پسرکم راضی ام ....
امیدوارم تمام مامانای دنیا شیرینی موفقیت بچه هاشون رو نوش جان کنن ...
دیشب پشت تلفن به خاله ش میگفت اگه امضا می خوای بیا بگیر که دیگه معلوم نیست وقت کنم بهت امضا بدم .![]()
.خاله ش هم در حال قربون صدقه رفتنش میگفت غلط میکنی که وقت من رو نداری ...گفته باشم ....
بچه م جو گیر شده ...
سپهر با دایی جانش
وقتی سپهر جوجو بود ...ای جانم ..
